در ۱۲ مردادماه ۱۳۵۳ در تهران به دنیا آمدم. دوران ابتدایی را در مدرسهی شهید نامجو گذراندم؛ همان روزهایی که مصادف بود با آغاز جنگ تحمیلی و نخستین روزهای سختی که کشورمان با آن روبهرو شد.
ورودم به مقطع راهنمایی نقطهی عطفی در زندگی من بود. در این دوران با دو معلم عزیزم، زندهیاد حمید مهرآرا (معلم فارسی) و زندهیاد رضا خندان (معلم علوم) آشنا شدم؛ بزرگانی که با تشویقها و حمایتهایشان جرقهی علاقهی من به بازیگری زده شد. به همین دلیل به کانون فرهنگی تربیتی میثم در تهران رفتم و به صورت جدی یادگیری تئاتر را آغاز کردم.
در همان ایام، دوست خوبم داریوش یاری ــ که امروز از کارگردانان شناختهشده است ــ از من خواست برای دوبله یکی از شخصیتهای فیلمش همکاری کنم. این تجربه باعث شد با معرفی ناصر مقدمپور، در سن ۱۶ سالگی وارد دنیای نمایش رادیویی شوم و در کنار اساتید بزرگی چون زنده یاد منوچهر نوذری، زنده یاد منوچهر والیزاده و علیرضا جاویدنیا ایفای نقش کنم.
این مسیر ادامه یافت تا اینکه با قبولی در تست شبکه دو رادیو، وارد حرفهی گویندگی شدم و کارم را در رادیو فرهنگ بهطور جدی دنبال کردم. در کنار رادیو نیز به گویندگی متنهای مستند، تیزر و آثار تبلیغاتی مشغول بودم.
اما بازیگری همچنان در رگهایم جریان داشت. در چند فیلم و سریال تلویزیونی حضور پیدا کردم و نقشهای گوناگونی را تجربه کردم. صدای خاص و بیان متفاوتم سبب شد در پروژههای مهمی حضور داشته باشم، از جمله گویندگی در فیلمهای «ملک سلیمان» (صدای وحی) و «عقاب صحرا» (راوی) و بسیاری آثار دیگر. تا امروز افتخار داشتهام بر روی هزاران فیلم مستند و تبلیغاتی گویندگی کنم و جزو فعالان این عرصه باشم.
در عرصه بازیگری نیز در آثاری چون سریال «خانواده حمزه علیخان»، «لحظههای سبز»، «سفر به چزابه»، سریالهای «پناه آخر» و «یوسف پیامبر» و همچنین کاندید بازی در فیلمهای «نیاز» و «هور در آتش» حضور داشتهام.
امروز بخش بزرگی از زندگی من به آموزش گویندگی و صدا اختصاص یافته است. سالهاست در دانشگاه و مراکز خصوصی به تربیت علاقهمندان این رشته میپردازم.
و اما در سال ۱۴۰۴ تصمیم گرفتم برای توسعهی حوزهی گویندگی و گردآوری علاقهمندان، سایت آوانش را راهاندازی کنم؛ فضایی که بتواند پلی باشد میان تجربههای من و نسل تازهای از صداپیشگان آینده.